|
سلام به واژه واژگان ترانه ی زندگی.
این پیام نور بی انصاف اونقده درس تو کوله پشتی آدم می ریزه که دیگه مجالی برای ترانه نوشتن نمی مونه.ولی خوب چیکار کنم که عاشق ترانه نوشتنم. همیشه دوست دارم پشت پرده ی ترانه ام یه مفهوم قشنگ باشه. مفهوم ترانه ی حلقه ی احساسمو خیلی دوست دارم وامیدوارم شما هم خوشتون بیاد.منتظره نظراتتون هستم. (حلقه ی احساس) یه عمره با همیم اما دلامون هردو دلتنگه نمی دونم چرا اینجور یه جای قصه می لنگه چرا اون حلقه ی احساس تو دستامون ترک خورده یه حسی بوده وامروز تو قلب هر دومون مرده نه از این خونه بیزاریم نه احساسی به هم داریم نشون-عشق و گم کردیم به قلب هم بدهکاریم نمی گم سرد و بد بودی نمی رم تاکه تنها شی می دونم با همیم اما میخوام که عاشقم باشی میخوام که عاشقم باشی تاهرروز تو دلت جاشم صداکن اسممو باعشق میخوام که عاشقت باشم هنوزم بهترین لحظه همینه که تو می خندی درـ این خونه ی عشق و روهرچی بغض ـ می بندی
سلام به دوستان عزیز.اینم یه ترانه از خودم.خوشحال میشم نظرتونو در مورده این کاربدونم.
برای قلب من ترسی توجنگ عشق وتنهایی تونیستی موج حس تو تواین درگیریه بی رحم
سلام... یه چندوقتیه... یه چندوقتیه نمی نویسم.حرفی نمی زنم. نه سراغ کسی میرم ونه کسی سراغم میاد. یه چندوقتیه آروم آرومم. همه چیزخوبه.خوبه خوب. ثانیه ام کاری بامن نداره.تامنومیبینه سرشومی ذاره پایینوخیلی سریع ازکنارم ردمی شه. راستی توچطوری؟آرومه آرومی یانه آشوبه آشوب.
سلام به واژه واژگان ترانه ی زندگی.اینم یه ترانه ازخودم: تابوت یاس توسرزمین عاشقا پیچیده عطرگل یاس اینجاخزونه اما ابربهاری تودلاس دلاچه بیقرارن حس غریبی دارن آخه دارن چندتایاس ازراه دورمیارن میون جمع عاشقا یه باغبون خسته شایدببینه یاسشو دست به دعانشسته پاره ی تن روداده شکوه ای سرنداده میگه جیگرگوششو به خداهدیه داده ازراه دوری اومدن زنده کنن عشق تودلا همسفراین راهشون تاخودعرش فرشته ها تن پوش هرتابوت یاس سبزه به رنگ پیرهنش سرخیه رنگ خونشو سفیدیه این کفنش هرعاشقی که دستاش حس کرده تابوت یاس انگار که بسته عهدی دوباره باگل یاس چشم دل وکه واکنی تابوتارو نگاه کنی کنارهرتابوت یاس تصویری ازفرشته هاس روبال هر فرشته باخون یاس نوشته هرجاکه عطر یاس بیاد اون سرزمین بهشته
سلام به واژه واژگان ترانه ی زندگی.اینم شعری ازخودم: حرفی بزن حرفی بزن با حرف تو شعردوباره می شوم غرق نیازاسمان همچون ستاره می شوم حرفی بزن باحرف تو ثانیه زاده می شود هواپرازحس بهار حادثه ساده می شود حرفی نزن بی حرف تو پرازسکوت می شوم فقط نگاهت می کنم غرق قنوت می شوم
با سلام به واژه واژه های ترانه ی زندگی. ترانه ها وشعرهامو تو قسمت صدای احساس می نویسم.اینم یه شعرکوتاه ازخودم: تولد تنهاییم را کسی ندید ماه برتنهاییم خندید امادل خدایی دید مادرطبیعت دوباره مرا زایید برگ درجشن تولدم رقصید |
درباره من
تماس با من گالری قالب آرشیو مطالبآذر 1388مهر 1388 مرداد 1388 تیر 1388 پیوندها
مونابرزويي |