تبليغاتX
ترانه ي تو

ترانه ي تو

شعروترانه

سلام به واژه واژگان ترانه ی زندگی.

این پیام نور بی انصاف اونقده درس تو کوله پشتی آدم می ریزه که دیگه مجالی برای ترانه نوشتن    نمی مونه.ولی خوب چیکار کنم که عاشق ترانه نوشتنم.

همیشه دوست دارم پشت پرده ی ترانه ام یه مفهوم قشنگ باشه.

مفهوم ترانه ی حلقه ی احساسمو خیلی دوست دارم وامیدوارم شما هم خوشتون بیاد.منتظره نظراتتون هستم.

(حلقه ی احساس)

یه عمره با همیم اما

دلامون هردو دلتنگه

نمی دونم چرا اینجور

یه جای قصه می لنگه

 

چرا اون حلقه ی احساس

 تو دستامون ترک خورده

یه حسی بوده وامروز

تو قلب هر دومون مرده

 

نه از این خونه بیزاریم

نه احساسی به هم داریم

نشون-عشق و گم کردیم

به قلب هم بدهکاریم

 

نمی گم سرد و بد بودی

نمی رم تاکه تنها شی

می دونم با همیم اما

میخوام که عاشقم باشی

 

میخوام که عاشقم باشی

تاهرروز تو دلت جاشم

صداکن اسممو باعشق

 میخوام که عاشقت باشم

 

هنوزم بهترین لحظه

 همینه که تو می خندی

درـ این خونه ی عشق و

روهرچی بغض ـ می بندی

 

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/09/19ساعت21:38توسط سهيل فريدي | |

سلام به دوستان عزیز.اینم یه ترانه از خودم.خوشحال میشم نظرتونو در مورده این کاربدونم.


توجنگ عشق وتنهایی
دلم تسلیم چشماته
تمومه خاطرات من
توی تقویم چشماته


نه زخمی می کنه دردت
نه آتش بس ته جنگت
هزاربارکشتی ومردم
فدای اون دل سنگت


عذاب وکینه وطعنه
همیشه باتوهم سنگر
من واین قلب آشفته
پریشون حال وعاشقتر

برای قلب من ترسی
ازاین عشق وتهاجم نیست
ولی تو سردیه چشمات
نشونی از تفاهم نیست

توجنگ عشق وتنهایی
به تنهایی توتن می دی
به جای عشق وآرامش
غم وحسرت به من می دی

تونیستی موج حس تو
منو می گیره هرلحظه
یه چندوقته ازم دوری
تمومه خونه می لرزه

تواین درگیریه بی رحم
فرار از عشق بیهودست
تموم کن بازی ودستات
به خون قلبم آلودست


(این ترانه واگذار شده است)

+نوشته شده در یکشنبه 1388/07/05ساعت23:53توسط سهيل فريدي | |

سلام...

یه چندوقتیه...

یه چندوقتیه نمی نویسم.حرفی نمی زنم.

نه سراغ کسی میرم ونه کسی سراغم میاد.

یه چندوقتیه آروم آرومم.

همه چیزخوبه.خوبه خوب.

ثانیه ام کاری بامن نداره.تامنومیبینه سرشومی ذاره پایینوخیلی سریع ازکنارم ردمی شه.

راستی توچطوری؟آرومه آرومی یانه آشوبه آشوب.

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/05/14ساعت1:36توسط سهيل فريدي | |

سلام به واژه واژگان ترانه ی زندگی.اینم یه ترانه ازخودم:

 

تابوت یاس

توسرزمین عاشقا

پیچیده عطرگل یاس

 اینجاخزونه اما

ابربهاری تودلاس

 

دلاچه بیقرارن

حس غریبی دارن

آخه دارن چندتایاس

ازراه دورمیارن

 

میون جمع عاشقا

یه باغبون خسته

شایدببینه یاسشو

دست به دعانشسته

 

پاره ی تن روداده

شکوه ای سرنداده

میگه جیگرگوششو

به خداهدیه داده

 

ازراه دوری اومدن

زنده کنن عشق تودلا

همسفراین راهشون

 تاخودعرش فرشته ها

 

تن پوش هرتابوت یاس

سبزه به رنگ پیرهنش

سرخیه رنگ خونشو

سفیدیه این کفنش

 

هرعاشقی که دستاش

حس کرده تابوت یاس

انگار که بسته عهدی

دوباره باگل یاس

 

چشم دل وکه واکنی

تابوتارو نگاه کنی

کنارهرتابوت یاس

تصویری ازفرشته هاس

 

روبال هر فرشته

 باخون یاس نوشته

هرجاکه عطر یاس بیاد

اون سرزمین بهشته

+نوشته شده در سه شنبه 1388/04/23ساعت23:33توسط سهيل فريدي | |

 

سلام به واژه واژگان ترانه ی زندگی.اینم شعری ازخودم:

حرفی بزن

حرفی بزن با حرف تو

شعردوباره می شوم

غرق نیازاسمان

همچون ستاره می شوم

 

حرفی بزن باحرف تو

ثانیه زاده می شود

هواپرازحس بهار

حادثه ساده می شود

 

حرفی نزن بی حرف تو

پرازسکوت می شوم

فقط نگاهت می کنم

غرق قنوت می شوم

 

+نوشته شده در دوشنبه 1388/04/15ساعت23:58توسط سهيل فريدي | |

با سلام به واژه واژه های ترانه ی زندگی.

ترانه ها وشعرهامو تو قسمت صدای احساس می نویسم.اینم یه شعرکوتاه ازخودم:

تولد

تنهاییم را کسی ندید

ماه برتنهاییم خندید

امادل خدایی دید

مادرطبیعت دوباره مرا زایید

برگ درجشن تولدم رقصید

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/10ساعت22:43توسط سهيل فريدي | |

سلام...من سهیل فریدی دانشجوی مهندسی صنایعوالبته شعروترانه هم میگم البته شاید تعجب کنید که مهندسی صنایع چه ربطی به ترانه وشعر داره خوب راست میگین ربطی ندارهولی خوب حالا که شدهکاریش نمیشه کردامیدوارم که وبلاگم اتفاق خوبی باشه.همین....

+نوشته شده در یکشنبه 1388/04/07ساعت0:33توسط سهيل فريدي | |